X
تبلیغات
نلبکی

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک

نلبکی
 
قالب وبلاگ
سلام

حتما تمام رفقای کاشانی، نویسنده و خواننده، الآن یا در فکر، یا در شرف و یا در عین ازدواجند!! به همین دلیل مناسب دونستم مطلبی بس مهم رو به اطلاع دوستان برسونم. شاید یکی از مهمترین موضوعات در انتخاب همسر که متاسفانه به اون دقت کمی میشه و بسیاری از طلاق ها نتیجه ی بی توجهی به همین موضوعه، تطابق مزاج باشه. موضوعی که قبل از ازدواج خودش رو نشون نمیده و اگه خیلی تفاوت آشکار باشه در دوران نامزدی یا عقد نمایان میشه. شاید خیلی از ماها شنیده باشیم که درصد زیادی از طلاق ها علتش مشکل در برقراری روابط جنسیه و این موضوع هم مستقیما در ارتباط با همین تطابق مزاجه. اما مساله به اینجا ختم نمیشه. عدم تطابق مزاج مشکلات دیگری رو هم در پی داره. فرض کنید روز جمعه است و شما می خواهید برید پارک. شما علاقه ی زیادی به تفریحات و ... دارید، در حالی که همسرتون هیچ میلی نداره و ترجیح میده جمعه رو تو خونه استراحت کنه. همین تا آخر زندگی یه اختلافه. شاید بگید خوب میشه این رو با صحبت حلش کرد. اما این فقط یک مثال ساده است. اگر شما دموی (یکی از چهار مزاج) باشید خیلی زود جوش هستید و نسبت به هر عملی واکنش نشان می دید. حالا فرض کنید همسرتون بلغمی باشه. اون در اوج عصبانیت شما بی خیال نشسته و شما رو نگاه می کنه و یا برعکس. اینها مثال های ساده ایه که خودتون با چند لحظه فکر کردن می تونید هزاران مثال دیگه براش پیدا کنید. که البته مشکل در برقراری روابط جنسی مهمترین اونهاست و تجربه این رو ثابت کرده.

البته قطعا نمیشه دو نفر تطابق مزاج داشته باشند؛ همونطور که نمیشه تطابق اخلاق و خواسته ها و چیزهای دیگر داشته باشند. اما بهتره که حداقل نوع مزاجشون (دموی، صفرایی، بلغمی و سوداوی) یکسان باشه. این به درک متقابل کمک به سزایی می کنه.

در قدیم مادربزرگ ها (و حالا عطارها) استاد تشخیص مزاج بودند و با پرسیدن چند سوال و دیدن زبان شخص تعیین مزاج می فرمودند. همچنین کتابی تحت عنوان مزاج انواع در بازار هست که به شما یاد میده چطور مزاج یه نفر رو از ظاهرش تعیین کنید. 

لازم به ذکره که مطالب فوق اگر چه به دست من نوشته شده، ولی حرف خودم نیست؛ که حرف چندتا از روانشناسای اسلامیه.

لینک زیر سایتی است که مزاج شما رو پس از پرسیدن یک سری سوال مشخص می کنه.

طبایع

امیده که دوستان دقت بیشتری در انتخاب همسر آینده ی خود نمایند.


برچسب‌ها: طبع, ازدواج, مزاج
[ یکشنبه 31 اردیبهشت1391 ] [ 13:35 ] [ علی مینائیان ]
از اینکه وبلاگ فخیمه ی! نلبکی دو باره راه افتاده خیلی خوشحالم و از محمد هم به سهم خودم تشکر می کنم. 

 به نظرم تو این وبلاگ میتونیم فاصله فیزیکی بین همدیگه رو فراموش کنیم و با ایجاد یه فضای صمیمی بتونیم دور هم فکر کنیم و یاد بگیریم و یاد بدیم و خوش باشیم و خیر ببینیم. 

برا اینکه به این هدف برسیم بهتره بیایم و یه چهارچوبی برای وبلاگ در نظر بگیریم تا بتونیم بیشتر ازش استفاده کنیم.حرفایی که میزنم نظرات شخصیه و ممکنه همه قبول نداشته باشند پس توی قسمت نظرات، نظر خودتونو بیان کنید.

1)مطالبی که گذاشته میشه به قلم خود نویسنده باشه چون اولا مطالب مختلف توی اینترنت فراوون هست ثانیا اون وقته که میشه روش نظر داد و در مورد مطلب در حضور خود نویسنده بحث کرد.

2)خود نویسنده در قسمت نظرات جواب نظرها رو بده که با این وجود میتونه توضیخاتشو در مورد مطلب تکمیل کنه و این خودش باعث جذابیت بحث میشه.

3) قراردادن یه زمان مشخص برای مطلب گذاری، از این بابت که اولا چون نویسنده برای مطلب وقت میذاره جوری نباشه که وقتی مطلب رو قرار داد مثلا فرداش یه نفر دیگه یه مطلب جدید بذاره و زحمات اون طرف از بین بره به نظر میرسه از چهار روز تا یک هفته با احتساب کیفیت مطلب زمان خوبی باشه.

4)استفاده از قسمت پیوندهای روزانه: حتما دوستان توی اینترنت به مطالب جالب برخورد می کنند که دوست دارند بقیه هم ازش استفاده کنند در این صورت می تونند لینک اون مطلب رو در قسمت پیوندهای روزانه قرار بدند.

5)اگه دوستان موافق باشند میتونیم یه دامنه(اسم سایت) به وبلاگ اضافه کنیم که دیگه در این صورت پسوند بلاگفا رو توی اسم وبلاگ نخواهیم داشت.(البته واضحه که ظاهر وبلاگ تغییر نخواهد کرد)

6) به نظر شخص من عکس بالای وبلاگ میتونه بهتر از این باشه.


تمام موارد بالا توسط مدیر وبلاگ هماهنگ و تنظیم و مدیریت بشه.



[ شنبه 16 اردیبهشت1391 ] [ 23:50 ] [ نصیر شیر علیان ]
ما در سالن غذاخوری دانشگاهی در اروپا هستیم. یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره‌اش پیداست اروپایی است، سینی غذایش را تحویل می‌گیرد و سر میز می‌نشیند. سپس یادش می‌افتد که کارد و چنگال برنداشته، و بلند می‌شود تا آنها را بیاورد. وقتی برمی‌گردد، با شگفتی مشاهده می‌کند که یک مرد سیاه‌پوست، احتمالا اهل ناف آفریقا (با توجه ...به قیافه‌اش)، آنجا نشسته و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست!

بلافاصله پس از دیدن این صحنه، زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس می‌کند. اما به‌سرعت افکارش را تغییر می‌دهد و فرض را بر این می‌گیرد که مرد آفریقایی با آداب اروپا در زمینۀ اموال شخصی و حریم خصوصی آشنا نیست. او حتی این را هم در نظر می‌گیرد که شاید مرد جوان پول کافی برای خرید وعدۀ غذایی‌اش را ندارد. در هر حال، تصمیم می‌گیرد جلوی مرد جوان بنشیند و با حالتی دوستانه به او لبخند بزند. جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ می‌دهد.

دختر اروپایی سعی می‌کند کاری کند؛ این‌که غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود. به این ترتیب، مرد سالاد را می‌خورد، زن سوپ را، هر کدام بخشی از تاس کباب را برمی‌دارند، و یکی از آنها ماست را می‌خورد و دیگری پای میوه را. همۀ این کارها همراه با لبخندهای دوستانه است؛ مرد با کمرویی و زن راحت، دلگرم‌کننده و با مهربانی لبخند می‌زنند.

آنها ناهارشان را تمام می‌کنند. زن اروپایی بلند می‌شود تا قهوه بیاورد. و اینجاست که پشت سر مرد سیاه‌پوست، کاپشن خودش را آویزان روی صندلی پشتی می‌بیند، و ظرف غذایش را که دست‌نخورده روی میز مانده است...
[ چهارشنبه 13 اردیبهشت1391 ] [ 22:28 ] [ عباسعلی کارگران ]
يارو نشسته بوده پشت بنز آخرين سيستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان ميرفته،

يهو ميبينه یک موتور گازی ازش جلو زد!

خيلی شاكی ميشه، پا رو ميگذاره رو گاز، با سرعت دويست از بغل موتوره رد ميشه.

 یک مدت واسه خودش خوش و خرم ميره، يهو ميبينه متور گازيه غيييييژ ازش جلو زد!

ديگه پاک قاطی می کنه  با دويست و چهل تا از موتوره جلو ميزنه.

همينجور داشته با آخرين سرعت ميرفته، يهو ميبينه، موتور گازيه مثل تير از بغلش رد شد!!

طرف كم مياره، ميزنه كنار به موتوريه هم علامت ميده . خلاصه دوتایی واميستن كنار اتوبان، يارو پياده ميشه، ميره جلو موتوريه، ميگه: آقا !  من مخلصتم، فقط بگو چطور با اين موتور گازی روی ما رو کم کردی؟!

موتوريه با رنگ پريده، نفس زنان ميگه :

والله ... داداش... خدا پدرت رو بيامرزه وایستادی!...کش شلوارم گیر کرده به آیینه بغلت!

    
نتیجه اخلاقی

اگه می بینید بعضی ها در کمال بی استعدادی پیشرفت های قابل ملاحظه ای دارند

ببینید کش شلوارشان! به کجا گیر کرده...!  
منبع:سایت خبری جهان نیوز
[ یکشنبه 10 اردیبهشت1391 ] [ 22:0 ] [ عباسعلی کارگران ]
به یاد ماندنی ترین جمله ی رهبر عزیز انقلاب در سال 90 از دید کاربران سایت khamenei.ir

انصافا درست انتخاب کردند. از بس آقا با همه مهربونه، وقتی از این سخنرانی های خوف می کنه، مو به تن آدم سیخ میشه!!

روزی که این سخنرانی رو کردند یاد کلیپ هایی افتادم که تلویزیون از سخنرانی های له کننده ی امام (ره) پخش می کنه. واقعا ای ول داره.

منت خدای را بر این نعمت عظمی...


لینک متن:

http://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=19369

لینک فایل صوتی:

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/19369/13910118_4129_192k.mp3

گوش بدید و حالشو ببرید.


برچسب‌ها: رهبری, آیت الله خامنه ای, به یاد ماندنی ترین جمله ی سال
[ یکشنبه 10 اردیبهشت1391 ] [ 12:18 ] [ علی مینائیان ]
دوستان مکانیکی دانشگاه کاشان، دوست دارم بدونم با دیدن این عکس چه خاطره ای توی ذهنتون تداعی میشه؟


[ سه شنبه 5 اردیبهشت1391 ] [ 11:6 ] [ سید محمد حجازی ]

 ای ای ای ...

حدود سه چهار سال پیش که این وبلاگ راه اندازی شد با اینکه بچه ها همدیگه رو زیاد می دیدن ولی بازم حرکتی میزدن و چندتا مطلب باحال جهت اطلاع از احوالات همدیگه هم که شده می ذاشتن اما حالا علاوه بر اینکه دوستان از هم دورن حتی حوصله یه حال و احوال کردن توی یه وبلاگ رو هم ندارن.

چقدر دلهامون از هم دور شده، اینگار کاشان و رفاقتاش، شب نشینیاش، فوتبال های توی خونش، دیدار بعد از نماز جماعت، جلسه های میزان، جشن تولد بچه ها، برف بازی، فیلم دیدن، سینما رفتن دور هم، ساختن کلیپ و... همش یه رویا بود.

بابا بامرام ها یه چیزی بگین، پارسالا دوست امسال کاملا غریبه.

[ دوشنبه 4 اردیبهشت1391 ] [ 17:36 ] [ سید محمد حجازی ]

سلام امروز 24 فروردین 91 ؛دو سال از اولین و آخرین مطلبم تو این وبلاگ می گذره. امروز که به درخواست دوستمون رفتم یه نگاهی به وبلاگ انداختم، برام جالب بود که نقدی که 2 سال پیش کردم، هنوز هم پا برجاست و کشورم از این لحاظ بهتر که نشده، هیچ، بدترم شده!!

 چند سالیه که رهبری بحث جالب و فوق العاده مهم "کرسی های آزاد اندیشی" رو مطرح کردند و تو هر جمع خصوصی و عمومی و تخصصی و غیر تخصصی و... به صور مختلف، نظیر خواهش و دستور و داد و فریاد و اعتراض تاکید کردند که این مساله پی گیری و اجرا بشه؛ ولی کو گوش شنوا؟ مسئولین دانشگاه ها که فقط کار علمی می کنند!!(با عرض معذرت از حضرت آقای کار علمی به خاطر توهینی که بهشون کردم) فقط تعدادی دانشجوی دلسوز که با دید بالایی که دارند و می دونند اگه این قضیه عمل نشه و دلسوزها مسئولین کم کار رو نقد نکنند، خذعول گویان اون ور آب این کار رو می کنند، یه حرکتایی کردند که اونها هم گستردگی لازم رو نداره و تن صداشون خیلی کمه. عده ای هم که سر در جیب مراقبت فرو برده و در خانقاه خویش مشغول عبادتند و تا ازشون تقاضاهایی اینچنین می کنی، با یک نگاه عاقل اندر سفیه بهت نگاه می کنند و فریاد برمی کشن که برو آقا! ما را چه به سیاست!! سیاست پدر و مادر نداره. همین که من می تونم تو خونم سجده ام رو بکنم و روزها غذا بخورم و شب ها بخوابم از سرم هم زیاده. به من چه که فلان مسئول داره دزدی می کنه. اینا همشون دستشون تو دست همه و ... از این قبیل افاضات!

بهرحال شاید اگه این طرح اجرار می شد، امروز شاهد این سبک کارهای آقای رئیس جمهور نبودیم. بالاخره ماییم دیگه. باید تو سرمون بخوره تا بیدار بشیم. امام (ره) از بعد از انقلاب بارها گفتند سپاه باید هرچه زودتر تشکیل بشه ولی عده ای پشت گوش انداختند و عده ای هم جلسه می انداختند که آیا سپاه زیر نطر دولت باشد، یا مردمی باشد یا چی چی باشد. هرچه امام فرمودند سریعتر این کار رو بکنید، ولی هیچ کس اهمیت نداد تا جنگ شد. آقای بنی صدر هرچه خواست کرد. ارتش رو هم به فنا داد. تا بالاخره سپاه تشکیل شد و جبهه ها رو از اون وضع در آورد. شاید اگه سپاه زودتر از این تشکیل می شد، جنگ ما 8 سال طول نمی کشید و این همه ایرانی کشته نمی شدند. پس آقایانی که وظیفه دارید، انجام دهید! شاید این بی توجهی شما به قیمت زیادی برای انقلاب تموم بشه؛ حالا جنگ نه، ولی ....

دو حالته:

 1- یا مسئولان و متصدیان امر، زیاد از طرح ایشون خوششون نیومده!! (یعنی می ترسند خودشون هم ..)

 2- حالشو ندارند!! 

 شما می توانید گزینه ی مورد نظر خود را در قسمت نظرات درج نمایید!!.

اما!! بعد از این همه قار و قور (!!)، ما چه می توانیم بکنیم؟ وظیفه ی ما چیه؟

[ پنجشنبه 24 فروردین1391 ] [ 13:57 ] [ علی مینائیان ]

پیامبر (علیه السلام) درباره ماجراهای سقیفه و حمله به خانه مادر فاطمه زهرا(سلام الله علیه) چنین فرمودند:

بدانید که درب خانه فاطمه زهرا، درب خانه من و خانه اش خانه من است.

هر کس حرمت آن را بشکند حجاب خداوند را هتک کرده است.

(عوالم العلوم:ج11ص554)

 

امام صادق (علیه السلام) دادخواهی حضرت زهرا (سلام الله علیه) در روز قیامت را اینگونه بیان فرمودند:

روز قیامت، زهرا (سلام الله علیه) دختر پیامبر (علیه السلام) در محضر الهی می ایستد و عرضه می دارد: " خدایا، وعده خود را به اتمام رسان درباره کسانی که به من ظلم کردند و حقم را غضب نمودند و مرا زدند".

(بحارالانوار:ج53ص23)

[ جمعه 18 فروردین1391 ] [ 22:53 ] [ سید محمد حجازی ]
خداوند به حضرت موسي 

اي موسي من شش چيز را در شش جا قرار دادم و بندگانم درجاي ديگر آن رامي طلبند :

1-آسايش رادربهشت قراردادم ، مردم دردنيا مي طلبند.
2-علم رادرگرسنگي قراردادم ، درهنگام سيري مي جويند.
3- بي نيازي رادرقناعت نهادم ، درزيادي مال مي طلبند.
4-عزت رادر بيداري شب نهادم ، درجوارقدرتمندان مي گردند.
5-رفعت رادرفروتني قراردادم ، درتكبر وغرور جستجومي كنند.
6- وبالاخره استجابت دعارادر حلال مقدركردم

[ دوشنبه 25 مرداد1389 ] [ 0:25 ] [ سید محمد حجازی ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

لینک های مفید